X
تبلیغات
به وبگاه دانش بیست خوش آمدید. - مقاله در مورد توبه
 
 
پیغام مدیر :
با سلام خدمت شما بازديدكننده گرامي ، خوش آمدید به سایت من . لطفا براي هرچه بهتر شدن مطالب اين وب سایت ، ما را از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به ما را در بهتر شدن كيفيت مطالب ياري کنید.
 
 
مقاله در مورد توبه
نوشته شده در 2009/12/3
ساعت : 22:3
نویسنده : بهنام ذاکری

مقاله توبه

مقدمه:

سپاس خداي رحمان و رحيم را كه به ما نعمت عقل را ارزاني داشت كه به تميز و تشخيص بپردازيم و فرق خود با فرشته و حيوان را دريابيم و خود را در دنياي آفرينش پيدا كنيم و آنگونه در دنيا زندگي كنيم كه فخر خداوند بر فرشتگان در باب آفرينش انسان ( تبارك ا...) در مورد ما مصداق پيدا كنيد. چيزي كه مرا بر آن داشت كه مبحث توبه را انتخاب كنم دو چيز بوده است.

 ابتدا اينكه انسان بواسطه انسان بودن و غير معصوم بودن و انجام گناهان گاه روح يأس و نوميدي و غرق شدن در گناهان كه خود از گناهان كبيره است بر او غلبه مي كند و خود را از مدار رحمت خدا خارج مي بيند ياد آوري مي نمايم كه هميشه رحمت خداوند بر غضب او پيشي گرفته است و در باب  صفات او علي (ع) او را ( سريع الرضا ) ناميده اند و آنگونه كه در نهج البلاغه آمده و مقداري از آن در اين جزوه جمع آوري شده است سفارش مي كنند كه قبل از اينكه اجل ها و مرگ شما را دريابند توبه كنيدو آرزوهاي دراز شما را از اين كار باز ندارد و باورود به جرگه بندگان ناب خدا در آييد و از زيبايي لحظه هاي با خدا بودن و بندگي لذت ببريد.

دوم اينكه زمان جمع آوري اين جزوه مصادف با ماه مبارك رمضان مخصوصا ايام قدر بوده كه بر اساس دين ما بهترين ايام بازگشت انسان رميده از رحمت خداستو نهيبي به خودم و همه انسانها كه باز آي صد بار اگر توبه شكستي باز آي – گر كافر و مست و بت پرستي باز آي. باشد كه خداوند اين ماه رمضان ما را بهتر رمضان و ماه سوختن گناهان ما قرار دهد و پايان ماه حاصل آن را كه تقوي و خود نگهداري همه جانبه آدمي است به ماعطا فرمايد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تعريف لغوي و اصطلاحي توبه

توبه (Tawba ) در لغت به معني دست كشيدن از گناه – باز گشتن به طريق حق – پشيمان از گناه و خلاصه بازگشت از گناه و پشيماني. (فرهنگ معين)

اما توبه در آموزه هاي ديني عبارت است از برهنه ساختن قلب از گناه بعضي آن را چنين تعريف نموده اند كه توبه ترك اختياري گناهي است كه قبلا از انسان سرزده است نه خود آن گناه بلكه هر گناهي كه بمنزله آن است بخاطر تعظيم و بزرگداشت حضرت حق و ترس از غضب و عذاب او كه بنا به اين تعريف توبه چهار شرط دارد.

اول: ترك اختياري گناه و آن اين است كه تصميم بگيرد و عزم خود را جزم كند كه گرد گناه نگردد اما ترك گناه نمود ولي در دل هواي بازگشت به آن را داشت و يا تصميم بر ترك آن نگرفت بلكه دو دل بود و احتمال بازگشت به آن گناه مي رفت اين را توبه از گناه نمي گويند بلكه چنين فردي امتناع از گناه نموده است.

دوم: اينكه توبه كند از گناهي كه مثل آن قبلاً از او سر زده است زيرا اگر گناهي مرتكب نشده باشد او متقي است نه تائب

سوم: آنكه آنچه كه در قبل از او سر زده از حيث منزلت و درجه مثل اين گناهي باشد كه قبلا از آن توبه مي كند نه از حيث صورت. آيا نمي بيني كه پيرمرد افتاده اي كه در گذشته مرتكب زنا و راهزني شده است اگر بخواهد از اين گناهان توبه كند مي تواند زيرا باب بوبه هنوز بر وي باز است با ينكه در اين شرايط ترك اختياري زنا و راهزني برايش ممكن نيست زيرا او قدرت بر انجام اين گناهان را ندارد و وقتي توانايي ارتكاب آن را نداشت مسلما نمي توان گفت كه او تصميم بر ترك آن گناه گرفته است زيرا تصميم بر ترك گناه آنگاه صحيح است كه قدرت بر انجام آن باشد و حال آنكه چنين فردي در اين شرايط از ارتكاب آن گناه عاجز است ولي چنين فردي مي تواند از گناهاني كه از حيث درجه در رديف زنا و راهزني است مثل غيبت و و تهمت روابط نامشروع به كسي زدن توبه كند زيرا همه اينها گر چه از حيث گناه با هم متفاوت است ولي در اينكه جملگي معصيت پروردگار است با هم مشترك است و تمام اين معاصي فرعي در يك منزلت و درجه است.

كه مرتبه آن پايين تر از منزلت و مرتبه بدعت استو منزلت و مرتبه بدعت پايين تر از منزله كفر است و لذا با توبه از اين گناه توبه او از زنا و قطع طريق و ساير گناهان گذشته اش كه امروز از ارتكاب آن عاجز است صحيح خواهد بود.

چهارم: اينكه اين ترك به خاطر تعظيم پروردگار و بزرگ شمردن او و حذر از غضب و عذاب او باشد نه به خاطر امور دنيوي و يا ترس از مردم و يا خوش آمد گويي خلق و يا آوازه و شهرت و يا ضعيفي از ناحيه نفس و يا فقر و امثال آن .

اين شرايط توبه و اركان آن است پس اگر شرايط فراهم آمد و كامل شد توبه توبه صادقانه خواهد بود.

 معناى واقعى توبه چیست؟ چگونه مى توانیم خود را از گناهان پاک کنیم و موفق به توبه شویم؟

توبه در لغت به معناى »دست کشیدن از گناه، بازگشتن بر طریق حق، پشیمان شدن از گناه«(1) است.


توبه را مى توان از الطاف و محبّت‏هاى الهى دانست، پس از گناه، جاده و راهى براى بازگشت ایجاد مى‏شود، تا بنده خطاکار به محض آگاهى از بدى گناه، از آن راه باز گردد. توبه نعمت بزرگى است که بر بشر ارزانى شده است.


حقیقت »توبه« ندامت و پشیمانى از گناه است که لازمه آن تصمیم بر ترک در آینده است. اگر کارى بوده که قابل جبران است، در صدد جبران بر آید. گفتن استغفار بیانگر همین معنا است، به این ترتیب ارکان توبه را مى توان در پنج چیز خلاصه کرد. ترک گناه، ندامت و پشیمانى، تصمیم بر ترک در آینده، جبران گذشته و استغفار.(2)


خدا در قرآن از توبه واقعى به نام توبه نصوح نام برده است: »اى کسانى که ایمان آورده‏اید! به سوى خدا بازگردید و توبه کنید، توبه خالصانه.(3)


شخصى از پیامبر سؤال کرد که توبه نصوح چیست، حضرت فرمود: »شخص توبه کننده به هیچ وجه بازگشت به گناه نکند، چنان که شیر به پستان هرگز باز نمى‏گردد.(4)
بعضى گفته‏اند توبه نصوح آن است که واجد چهار شرط باشد: پشیمانى قلبى، استغفار زبانى، ترک گناه و تصمیم بر ترک در آینده.(5)

چگونه مى توان بر گناه چیره و به توبه موفق شد؟


بیشتر علماى اخلاق توبه را مجموعه مرکّبى از علم و حال و عمل مى دانند. اگر کسى بخواهد موفق به توبه شود، باید این سه امر را مورد توجه قرار دهد، یعنى اوّل لازم است انسان به زشتى گناه پى ببرد، سپس حال پشیمانى در دل او به وجود آید، سرانجام در مقام عمل، گذشته را جبران نماید.(6)


آغاز توبه و ترک گناه، عنایت حق است. تا لطف الهى نصیب انسان نگردد، توبه امکان‏پذیر نیست. علامه طباطبایى مى گوید: توبه عبد حسنه است و حسنه نیازمند به نیرو است و نیروى انجام حسنه را خداوند مى دهد. او است که توفیق میدهد، یعنى اسباب را فراهم مى سازد تا بنده موفق و متمکن از توبه شود و بتواند از فرورفتگى در لجنزار گناه و دورى از خدا بیرون آید و به سوى پروردگارش باز گردد.(7) امام سجاد(ع) به این نکته تصریح دارد که وفاى به توبه جز به نیروى حفظ و نگه‏دارى خداوند میسّر نیست.(8) بنابراین در ابتدا باید از خداوند کمک خواست و سپس قدرت تصمیم‏گیرى را افزایش داد و اقدام عملى را شروع نمود.

 

توبه و استغفار، از عادت تا حقيقت

 

 يكي از نعمت ها و موهبت هاي عظيم خداوند متعال كه به چشمه هاي عميق و جوشان فيض و رحمت خاص او متصل است و همواره جاري در نهرهاي زندگي انسان و برطرف كننده همه آلودگي ها و منزه كننده لحظات حيات او مي باشد « توبه و استغفار » است .

حضرت پروردگار به دليل رحمت خاص و اوج شفقت و مهرباني و رافت خويش نسبت به بندگانش توبه و استغفار را فرصتي بسيار مغتنم و حياتي براي جبران معاصي و گناهان و ترك فساد و تباهي و خروج از بيراهه هاي ظلماني و وحشت زاي فسق و فجور و ورود در راه روشن و نوراني هدايت و رستگاري قرار داده است .

خطا كاران و معصيت پيشگان به وسيله توبه و استغفار از گذشته تباه خويش نادم مي شوند و در اوج پشيماني و با احساس شرمساري از عملكردهاي تباهشان به درگاه حضرت احديت باز مي گردند و زبان به اعتراف مي گشايند و طلب مغفرت مي نمايند و به اين وسيله فرصت هاي تازه و زمينه هاي مساعدي مي يابند تا آينه دل را از زنگار معاصي بزدايند و پاك و منزه از هر آلودگي جان و روح را محل ريزش باران هاي مهر و محبت الهي سازند.

توبه و استغفار به درگاه حضرت پروردگار و بازگشت از گناهان با آن كه فرصتي بسيار عالي و بي نظير براي جبران خطاها و معاصي و عبور از موانع رشد و كمال معنوي و وصول به مراتب تقوا و عفاف مي باشد متاسفانه توسط گروه هايي از مردم يا مورد توجه و عمل قرار نمي گيرد و يا در صورت گرايش و عمل نه به صورت حقيقي و خالص و صحيح كه در نازل ترين سطح و به صورت ظاهري و با مختص كردن آن به ذكر و عبارت معمول و خودداري از دقت و تعمق در ژرفا و محتوا و شرايط و آثار عظيمش به ظهور و بروز در مي آيد. طبيعي است كه در اين رويكرد به توبه و استغفار حقيقت و ماهيت آن پنهان مي ماند و شخص استغفار كننده به ايجاد تحول اساسي و بنيادين در جان و روح خويش موفق نمي شود و در همان حال كه مكرر زبان به توبه و استغفار مي گشايد به ارتكاب مجدد معاصي و مفاسد مي پردازد و به اين ترتيب همه راه هاي خودسازي و تحول زايي و رسيدن به پاكي و عفاف را مسدود مي نمايد.

اميرمومنان حضرت علي (ع ) حقيقت توبه و بازگشت به سوي خداوند را اينگونه مي نماياند :

« توبه پشيماني به دل، طلب آمرزش به زبان، ترك گناهان با اعضا و جوارح و تصميم به بازنگشتن به گناه است . » (1 )

كساني كه حقيقت توبه را در نيافته اند و در سطح مانده اند و همواره در حال استغفار هستند فقط به « طلب آمرزش بازبان » عمل مي كنند و سه شرط ديگر يعني « پشيماني به دل » و « ترك گناهان » و « تصميم استوار بر بازنگشتن به معاصي » در وجود آنان متجلي نگرديده است . طبيعي است كه اينان به همان دليل كه دل و جانشان به ندامت و پشيماني نرسيده است و به طور واقعي ترك گناهان را به مرحله عمل در نياورده و تصميمي راسخ و متقن براي باز نگشتن مجدد به معاصي نگرفته اند طلب آمرزش به زبان هرگز متحول كننده و نجاتگرشان نخواهد بود.

حضرت علي (ع ) توبه با شروط پشيماني دل طلب آمرزش به زبان ترك معاصي و تصميم مستحكم بر بازنگشتن به گناهان را توبه واقعي و راستين مي داند و موجب پاك و منزه شدن دلها از هر معصيت و گناه (2 ) و نازل شدن رحمت الهي (3 ) معرفي مي نمايد .

امير مومنان حضرت علي (ع ) علاوه بر ترويج انديشه هاي زلال و الهي و جامع خويش درباره حقيقت توبه و استغفار و طرد و نفي توبه ظاهري و سطحي منحصر در چرخش زبان و ذكر عبارت خاص مبتني بر طلب بخشايش از خداوند متعال در عرصه اجتماع و در مواجه با افراد متظاهر به توبه و سطحي نگر نسبت به اين نعمت و موهبت الهي به نهي آنان از اين تفكر قشري و ناصحيح مي پرداخت و حقيقت توبه را در مقابل ديدگان فكر و جان و روحشان نمايان مي ساخت .

روزي يكي از كساني كه عادت داشت زبان به توبه و استغفار بگشايد و از حقيقت اين عمل در غفلت و بي خبري و جهل و ناداني به سر مي برد نزد حضرت علي (ع ) چنين گفت :

استغفرالله

اميرمومنان (ع ) كه بر سطحي نگري و فقدان شناخت و بينش شخص مزبور نسبت به آن چه مي كند مطلع بود خطاب به او فرمود :

مادرت به عزايت بنشيند! آيا مي داني استغفار چيست

امام (ع ) سپس توبه و استغفار را اينگونه تبيين نمود :

استغفار درجه والامقامان است و آن داراي شش معنا و مفهوم مي باشد :

اول پشيماني و ندامت است بر آن چه گذشت .

دوم عزم و تصميم است بر ترك گناهان براي هميشه .

سوم پرداخت حقوق مردم به آنان است تا خداوند را پاك و عاري از پي آمد گناه ملاقات كني .

چهارم عمل به فرايض و واجباتي است كه برعهده تو بوده است و آنها را ضايع ساخته اي و حقشان را به جا نياورده اي .

پنجم توجه به گوشت هايي است كه از حرام بر پيكرت روييده شده و تو بايد با اندوه فراوان آنها را ذوب نمايي تا پوست به استخوان بچسبد و ميان آن دو گوشت جديد پديد آيد.

ششم به جسم خود رنج طاعت را بچشاني همان طور كه حلاوت معصيت را به آن چشانده بودي .

در اين هنگام بايد « استغفرالله » را بر زبان جاري سازي . » (4 )

به اين ترتيب « توبه و استغفار » امري عميق معرفي مي گردد نه سطحي و ظاهري و شرايط ويژه آن نمايانده مي شود و ماهيت و محتواي آن تبيين مي گردد و توبه و استغفار هايي كه به صورت لقلقه زبان بدون ژرفا فاقد محتوا و تهي از نقش زير بنايي و تحول زا مي باشند نفي مي شود.

مشاهده مي كنيم كه فاصله ظاهر تا باطن سطح تا عمق و عادت به استغفار تا حقيقت استغفار چقدر زياد است . كساني قادر خواهند بود اين فاصله طولاني را طي كنند كه اولا به معرفت و شناخت و بينش دست يابند. ثانيا بر مركب راهوار عمل خالصانه و صادقانه سوار شوند.

للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله و ما نزل من الحق؟...
آیا وقت آن نرسیده است که مؤمنان دلهایشان به یاد خدا خاشع گردد و خود در برابر قرآن خاضع شوند؟



تمام علمای اسلام در وجوب و لزوم توبه اتفاق نظر دارند و در متن قرآن مجید کراراً به آن امر شده است. در آیه 8 سوره تحریم می‌خوانیم:
ای کسانی که ایمان آورده‌اید به سوی خدا باز گردید، توبه کنید، توبه‌ای خالص و بی‌شائبه، امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایی از بهشت که نهرها از زیر درختانش جاری است داخل کند.

همه انبیاء الهی هنگامی که برای هدایت امتهای منحرف مأموریت می‌یافتند یکی از نخستین گامهایشان دعوت به توبه بود، چرا که بدون توبه و شستن لوح دل از نقش گناه، جایی برای نقش توحید و فضائل نیست.

علاوه بر این دلیل دلیل عقلی روشنی بر وجوب توبه داریم و آن اینکه عقل حاکم بر این است که در برابر عذاب الهی خواه یقین باشد یا احتمالی باید وسیله نجاتی فراهم ساخت و با توجه به اینکه توبه مهمترین وسیله نجات است، عقل آن را واجب می‌شمرد، چگونه افراد گنهکار خود را از عذاب الهی در دنیا و آخرت می‌توانند محفوظ بشمرند در حالی که توبه نکرده باشند.

آری! توبه واجب است هم به دلیل صراحت آیات قرآن مجید و هم روایات اسلامی و هم دلیل عقل و از این گذشته وجوب توبه در میان تمام علمای اسلام مسلم و قطعی است.

نمونه احادیثی در مورد توبه

پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : توبه گذشته ها را مى پوشاند.
امام على علیه‌السلام : توبه رحمت را فرود مى آورد.

هیچ واسطه و شفیعى کاراتر از توبه نیست .
توبه خالصانه گناه را مى زداید.

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : کسى که از گناه توبه کند مانند کسى است که گناهى نکرده باشد.
امام على علیه‌السلام : توبه خوب گناه را پاک مى کند.

 

مقام توبه گر

(همانا خداوند توبه گران و پاکیزگان را دوست مى دارد).
پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : نزد خدا چیزى محبوبتر از مرد یا زن توبه گر نیست .

امام باقر علیه‌السلام : یکى از محبوبترین بندگان خدا نزد خداوند فتنه گرى است که توبه کند.
پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : همه آدمیان خطا مى کنند و بهترین خطاکاران توبه کنندگانند.

هـان ! سـوگـنـد به خدا که شادى خداوند از توبه بنده اش بیشتر است تا شاد شدن مرد از (پیدا کردن ) شترش .
امام باقر علیه‌السلام : شادى خداوند از توبه بنده اش بیشتر است تا شادى مردى که در شبى تار شتر و ره توشه خود را گم کند و سپس آن را بیابد.
.

نشانه توبه گراز زبان پیامبر

اخلاص عمل براى خدا
فرو گذاشتن باطل
پایبندى به حق
شوق وآزمندى به نیکى .

امام سجاد علیه السلام در مناجاتش

ما را از آنان قرار ده که درختهاى گناهان را در برابر دیدگان دل خود نشاندند و با آب توبه سیرابشان کردند تا آن که برایشان میوه پشیمانى به بار داد.
ایـمـنشان گردانیدى .. .
پس هوشیارى عظیم دست یافتند وجامه خدمتگزارى پوشیدند .

و ما را از آنان قرارده که .. .
پرده هاى آتش خواهشهاى نفس را با ریختن آب توبه کندند و ظرفهاى نادانى را با زلال آب زندگى شستند .

چه زمانی توبه پذیرفته می شود

(کسانى که کارهاى زشت مى کنند و چون مرگشان فرامى رسد مى گویند که اکنون توبه کردیم و نیز آنان که کافر بمیرند, توبه ندارند).
(کسانى که بعد از ایمان آوردن کافر شدند و بر کفر خود افزودند توبه شان پذیرفته نخواهد شد)

امـام صـادق علیه اسلام در پاسخ به سؤال از آیه (کسانى که کارهاى زشت مى کنند ...) آن زمانى است که امر آخرت رامشاهده کنند.

پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : هر کس , پیش از مشاهده , توبه کند خداوند توبه اش را مى پذیرد.
خداى تعالى توبه بنده را, پیش از آن که نفسش به شماره افتد, مى پذیرد.

امام باقر علیه‌السلام با دست خود به حلقش اشاره کرد و فرمود: هر گاه جان به این جا برسد عالم (راهى براى ) توبه نداردو جاهل دارد.
امـام صـادق علیه‌السلام بـا دست خویش به گلوى مبارکش اشاره کرده فرمود: هرگاه جان به این جا برسد عالم (راهى به )توبه ندارد.

امـام رضا علیه‌السلام در پاسخ به این پرسش که : چرا خداوند فرعون را با آن که ایمان آورد و به یگانگى او اقرار کرد غرق ساخت ؟
زیرا او هنگامى ایمان آورد که عذاب را مشاهده کرد و ایمان آوردن به هنگام مشاهده عذاب پذیرفته نیست .

 

پشیمانى نوعى توبه است

امام على علیه‌السلام : پشیمانى یکى از دو توبه است .
پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : پشیمانى نوعى توبه است .

امام باقر علیه‌السلام : براى توبه کردن پشیمانى کافى است .
با پشیمانى سخت و آمرزش خواهى فراوان , رشته گناهان گذشته را قطع کن .

امام على علیه‌السلام : پشیمانى از گناه همان آمرزش خواهى است .
پشیمانى از گناه مانع تکرار گناه مى شود.
آن که پشیمان شود توبه کرده است , هر که توبه کند به خدا بازگشته است .

اعتراف حقیقى به گناه

و گروهى دیگر به گناه خود اعتراف کردند که اعمال نیکو را با کارهاى زشت آمیخته اند.

امام باقر علیه‌السلام : به خدا سوگند تنها آن کس از گناه مى رهد که به آن اعتراف کند.
امام على علیه‌السلام : اعتراف راستین اثر ارتکاب گناه را نابود مى کند.

امام باقر علیه‌السلام : سوگند به خدا که خداوند متعال از مردم جز دو کار نخواسته است : به نعمتهاى او اعتراف کنند تا آنان را نعمت فزونتر دهد و به گناهان اقرار ورزند تا گناهانشان را بیامرزد.
امـام عـلـى علیه‌السلام : پـشـیمانى , استغفار است , اعتراف به گناه پوزش خواهى است و انکار آن پاى فشردن بر گناه است .

شفیع و میانجى گنهکار همان اعتراف اوست (به گناهان ) و توبه او همان پوزش خواهى اوست .
گنهکارى که به گناه خویش اعتراف ورزد بهتر است از فرمانبردارى که به کار خویش ببالد.

پـیـامـبـر خـدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند اگـر نشان توبه در توبه گزار آشکار نشود توبه نکرده است
طلبکاران را خشنود سازد
نمازها رااعاده کند
میان مردم فروتنى کند
خود را از شهوات و خواهشهاى نفسانى بدور دارد
با روزه گرفتن گردن خود رانزار کند.

پایه هاى توبه

امام علی علیه‌السلام تـوبه بر چهار پایه استوار است
پشیمانى در دل
آمرزش خواهى به زبان
عمل کردن با اعضاى بدن
تصمیم بر باز نگشتن به گناه

اسـتـغـفـار درجـه والا مـقـامان است و نامى است که پنج معنا در بر دارد
1- پشیمانى از گـذشته
2- تصمیم برترک همیشگى آن
3- آن که حقوق مردم را به آنان بپردازى ...
4- ایـن که حق هر واجبى را که ضایع کرده اى ادا کنى
5- این که گوشت برآمده از مال حرام را با انـدوهـهـا آب کنى چندان که پوست به استخوان چسبدو میان آن دو گوشتى تازه روید و که سختى طاعت را به تن بچشانى چنان که شیرینى معصیت را به کام او ریخته بودى .
مقدمات توبه

اول: تصور آن نهايت مرتبه زشتي و قباحتي كه براي گناهان است.

دوم: بخاطر آوردن شدت عقوبت حق تعالي و دردناكي ......... و غضب او كه هيچكس را طاقت تحمل آن نيست.

سوم: توجه به ضعف و درماندگي خويش در برابر عذاب پروردگار زيرا كسيكه تحمل گرماي آفتاب و سيلي يك مامور و گزيدن يك مورچه را ندارد چگونه مي تواند آتش جهنم و تپك هاي آهنين آن و نيش مارهايي كه به اندازه گردن شتر هست و عقربهايي كه به بزرگي قاطر مي باشد آنهم در آن دار غضب و نگون بختي تحمل نمايد به خدا پناه مي بريم از آن پس اگر اين امور را پيوسته در خاطر داشتي و صبح و شام آن را در پيش چشمت مجسم نمودي و اين امر خواه نا خواه تو را به توبه واقعي سوق خواهد داد و خدا به فضل و عنايت خويش تو را به انجام توبه موفق خواهد نمود.

 1-  واصلحو ذات بينكم والتوبه من ورائكم و لايحه فاذا ناديته ولايلم لائم الانفسه.

     خطبه 16 – (10)

ميان خود را اصلاح كنيد توبه و بازگشت پس از زشتي ها ميسر است جز پروردگار خود  ديگري را ستايش نكنيد و جز خويشتن خويش ديگري را سرزنش ننماييد.

   

2-  والشيطان موكل به يزيّن له المعصيه ليركبها يمنيّه التوابه لسيّوفها.  خطبه 64 – (6)

شيطان همواره با اوست و گناهان را زينت و جلوه مي دهد تا بر او تسلط يابد انسان را در انتظار توبه نگه ميدارد كه آن را به تاخير اندازد.   

3-  الان عبادا... و الخناق مهمل والرّوح مرسل .... انظار التوبه و انفساج الحوبه. 

 خطبه 83(61)

اي بندگان خدا هم اكنون به اعمال نيكو بپردازيد تا ريسمانهاي مرگ بر گلوي شما سخت نشده و روح شما براي كسب كمالات آزاد است و بدنها راحت و در حالتي قرار داريد كه مي توانيد مشكلات يكديگر را حل كنيد هنوز مهلت داريد و جاي تصميم و توبه و بازگشت از گناه باقي مانده است عمل كنيد بيش از آنكه در شدت تنگناي وحشت و ترس و نابودي قرار گيريد.

4-  آدم فاهبط بعد التوبه ليعمرو ارضه بنسله .                       خطبه 91 (83)

آنكه پس از توبه او را از بهشت به سوي زمين فرستاد و تا با نسل خود زمين را آباد كند.

5-  و انتم ني دار مستعتب علي مهل و فراغ ... والتوبه مسموعه والاعمال مقب     خطبه 94 (4)

و اكنون در دنيايي زندگي مي كنيد كه مي توانيد رضايت خدا را بدست آوريد اكنون نامه عمل سرگشاده و قلم فرشتگان نويسنده در حركت است بدن ها سالم و زبانها گوياست توبه مورد قبول و اعمال نيكو را مي پذيرند.

6-  لا تكن ممّن يرجوالاخره بغيرالعمل و يرجي التوبه بطول الامل.    قصارالحكم –150

از كساني مباش كه بدون عمل صالح به آخرت اميدوار است و توبه را با آرزوهاي دراز به تاخير مي اندازد.

7-  و انما هلك من كان قبلكم ... حتي نزل بهم الموعود الذّي تردعندالمعذره و ترفع عنه التوبه .                                                                    خطبه 147 (10)

همانا آنان كه پيش از شما زندگي مي كردند به خاطر آرزوهاي دراز و پنهان بودن زمان اجل ها نابود گرديدند تا ناگهان مرگ وعده داده شده بر سرشان فرود آمد مرگي كه عذرها را نپذيرد و درهاي باز توبه را ببندد و حوادث سخت و مجازاتهاي پس از مردن را به همراه دارد.

8- قبادرو المعاد و سابقوا الاجال فان الناس يوشك ان ينقطع بهم الامل ... و يسّر عنهم باب التّوبه .                                                           خطبه 183 (14)

 پس بسوي قيامت بشتابيد و پيش از آنكه مرگ فرا رسد آماده باشيد زيرا ناگهان آرزوهاي مردم قطع شده و مرگ آنها را در كام خود مي كشد و در توبه بسته مي شود.

9- فطوبي الذي قلب سليم اطاع من يهديه ... و استفتح التوبه اماط الحوبه.                                                                                                             خطبه 214 (9)

خوشا به حال كسي كه قلبي دارد خداي هدايتگر را اطاعت مي كند... و با راهنمايي مردان الهي با آگاهي به راه سلامت رسيده و به اطلاعت هدايتگر انه اش بپردازد و به راه رستگاري پيش از آنكه درهاي بسته شود و وسايلش قطع گردد بشتابد دار توبه را بگشايد و گناهان را از بين ببرد.

10-      فاعلمو والعمل يرفع والتوبه والدعايسمع .                                  خطبه 230 (2)

مردم عمل كنيد كه عمل نيكو به سوي خدا بالا ميرود توبه سودمند است و دعا به اجابت مي رسد و آرامش برقرار مي گردد.

11-      فاعملوا و انتم في نفس البقاء والصحف منشوره و التوبه مبسوط.  خطبه 237 (1)

حال كه زنده و برقراريد پس عمل نيكو انجام دهيد زيرا پرونده ها گشوده راه توبه آماه و خدا فراريان را فرا مي خواند و بدكاران اميد بازگشت دارند.

12-     فاعلو ... قبل ان عمدالعمل وينقطع المهل و ينقضي الاجل وسيدالباب التوبه.

خطبه 237(2)

پس عمل كنيد پيش از آنكه چراغ عمل خاموش و فرصتها پايان يافته و اجل فرا رسيده و در توبه بسته و فرشتگان به آسمان پرواز كنند.

13- يا بني ... و اعلم ام الذي بيده خزائن السموات والارض قد اذن لك في الدعا ... و لم ينعك ان اسات من التوبه.                                                           نامه 31 – (65)

اي فرزندم ... خداوندي كه گنج آسمانها و زمين در دست اوست و به تو اجازه درخواست داده است و اجابت آن را بر عهده گرفته ... و در صورت ارتكاب به گناه در توبه را مسدود نكرده است.

14-   ولاخير في الدنيا الا لرجلين: رجل اذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتوبه و رجل يارع في الخيرات.                                                                            قصارالحكم 94 – (2)

در دنيا جز براي دو كس خير نيست : يكي براي گناهكاري كه با توبه جبران كند و ديگري نيكوكاري كه در كارهاي نيكو شتاب ورزد.

15-   اربع الفضائل: من ادعطي اربعا لم يحرم اربعا من اعطي الدعالم يحرم الاجابه و من اعطي التوبه لم يحرم القبول و من اعطي الاستغفار لم يحرم المغفره و من اعطي الشكرلم يحرم الزياده.                                                            قصار الحكم (135)

كسي را كه چهار چيز دادند از چهار چيز محروم نباشد با دعا از اجابت كردن با توبه از پذيرفته شدن با استغفار از آمرزش گناه و با شكر گزاري از فزوني نعمت.

16-      ترك الذنب اهون من طلب التوبه.                                          قصار الحكم 170

ترك گناه آسانتر از درخواست توبه است.

17-   هيچ شرافتي برتر از اسلام ، هيچ عزتي گراميتر از تقوا ، هيچ سنگري نيكوتر از پارسايي و هيچ شفاعتي كننده اي كارسازتر از توبه و هيچ گنجي بي نياز تر از قناعت و هيچ مالي در فقر زدائي از بين برنده تر از رضايت دادن به روزي نيست.                قصار الحكم 371

18-     خدا در شكر گزاري را بر بنده اي نمي گشايد كه در فزوني نعمت ها را بر او ببندد و در دعا را بروي او باز نمي كند كه در اجابت كردن را نگشايد و در توبه كردن را باز نگذاشته كه در آمرزش را بسته نگهدارد.                                                             قصار الحكم  435

19-   لا تكن ... ان عرضت شهوه اسلف المعصيه وسوف التوبه.    قصار الحكم 150  (1)

نباشيد از جمله افرادي كه چون در برابر شهوت قرار گيرند گناه را برگزيده و توبه را به تاخير اندازند. 

20-  يا بني ... فكن بنه علي حذران يدركك و انت علي حال سئه قد كنت تحدث نفسك مهنا بالتّوبه .                                                   نامه 31 – (76)

اي فرزندم ژس از مرگ بترس نكند زماني سراغ تو را گيرد كه در حال گناه يا انتظار توبه كردن باشي و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد.

امّا:

آنگونه كه از احاديث بر مي آيد انسان همواره در معرض ابتلاء و امتحان پروردگار قرار دارد و شيطان نيز در كمين او كه دنيا و آنچه در آن است را براي او زينت داده و بر اساس سوگند خودش آدمي را از مسير بندگي خارج كند پس اين انسان است كه بايد توجه داشته باشد كه هيچوقت از مرگ دور نيست و لحظه پايان زندگيش معلوم نمي باشد و بايد همواره كوله پشتي سفر آخرت وي آماده باشد و توبه را در رأس همه امورش قرار دهد و بندگي خدا ايجاب مي كند كه مواظب حركاتش باشد و گناه كمتر انجام دهد چون گناه نكردن بهتر و راحتر از توبه و آداب آن است حال كه از بد حادثه و به مقتضاي انسان بودن و مشغله هاي زندگي آلوده به گناه مي شويم سعي كنيم روح عصيان برما غلبه نكند و به نداي فرمان نفس لوامه گوش دهيم و پس از انجام هر عملي كه در شأن آدمي نيست به خدا رجوع كنيم و از او طلب مغفرت و بخشش كنيم و سعي در عدم تكرار داشته باشيم.

خطبه 181 نهج البلاغه

از نوف بكالي روايت شده كه حضرت اين خطبه را در كوفه بر ما ادا فرموده است. در اين خطبه خدا و عظمت اوصاف بي مثال او را كه از همه موجودات به علت موجود بودن متمايز مي سازد صحبت شده است او پيش از موجود شدن عرش خدا وجود داشته انسان براي شناختن خداوند از ابراز و نشانه هايي مي تواند بهره مند گردد كه از اين آيات و نشانه ها مي توان به آفرينش آسمان بي ستون و ستارگان كه در شب رهنماي گمراهان هستند گرفته تا نشانه هايي كه در وجود افراد است مي توان بهره جست در اين خطبه اشاره شده كه انسان از خود شناسي نيز مي تواند به خدا شناسي دست يابد و از او بهره و ياري جويد چرا كه اوبنده و خالق و رب اوست بايد از روي يقين به او اميد بسته و از روي ايمان به او روي نهاده و خاشعانه در برابرش سر فرود آورده و از دل و جاده بدو پناه ببريد اين حالت و بندگي در او توكلي مضاعف بوجود مي آورد.

در پايان اين خطبه مردم به جهاد به عنوان عنصر بر پا دارند و قوام جامعه ياد مي كند و جامعه را از حالت منفعل بودن خارج كرده و همه انسانها را نسبت به يكديگر مسئول و متعهد ميداند.

  خطبه 184 نهج البلاغه (خطبه همام)

در اين خطبه كه درباره اوصاف متقين و پرهيزكاران است حضرت رابطه انسان را با خدا – مردم – همسايگان و ... بر مي شمرد.

رابطه آنها با خداوند رابطه بنده با مولاست و بهشت و جهنم خدا را يقين و باور دارند گويي صداي خنده بهشتيان و گريه و ضجّه جهنميان را مي شنوند از دنيا گريزانند و شبها از خوف خدا از اينكه مبادا اعمالشان مقبول درگاه واقع نشده باشد گريانند در عين حال به خدا و رحمت او اميدوارند ( حالت خوف و رجاء) و اين حالت آنها وصورتشان را بيمار گونه مي نماياند حال آنكه بيمار نيستند.

در برخورد با مردم متواضع و فروتن هستند و به ديد اغماض به مردم مي نكرند از بديهاي مردم در مي گذرند به مردم ستم روا نميدارند و آنها را به القاب زشت نمي خوانند.

همسايگان از دست و زبانشان در امانند درشهادت دادن حق را از ياد نمي برند خود را به رنج مي اندازند تا ديگران از دست او در امان باشند به سبب نرمخوئي به مردم نزديك مي شود و ملاك دوستي و دشمني او فقط و فقط خدا و رضايت اوست.

توبه راه بازگشت به خويش شرايط و آثار توبه

در قسمت نخست مقاله توبه... مباحثي همچون، اهميت توبه، وجدان بيدارگر، ريشه توبه، عوامل و زمينه هاي توبه و ... مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
    در دومين و آخرين بخش اين نوشتار درباره شرايط توبه، از چه چيزهايي توبه كنيم و آثار وضعي توبه توضيحاتي داده شده كه با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم:
    

شرايط توبه
    كسي كه به سوي خدا و كمال باز مي گردد و مي كوشد تا دوباره در مسير تكاملي و كمالي قرار گيرد و از نقص و گناه دور شود مي بايست، آثار توبه دروني و قلبي اش در رفتار و اعمالش ظاهر شود. به اين معنا كه رفتار خويش را اصلاح كند و آن چه را به نقص و گناه فاسد كرده است بازسازي كند. قرآن در اين باره بيان مي كند كه فردي كه توبه مي كند مي بايست با اعمال صالح و رفتار اصلاحي آن را تحكيم و استوار بخشد تا توبه سوم يعني دومين بازگشت از سوي خداوند تحقق يابد و آثار توبه آشكار گردد و فرد توبه كار چون كودكي نوزاد پاك و مبرا از نقص و گناه گردد. از اين رو در آيه 160 سوره بقره و نيز آيه 89 سوره آل عمران مي فرمايد كساني كه توبه كردند مي بايست كارهاي خويش را اصلاح و اعمال خود را درست گردانند تا خداوند به سوي ايشان بازگردد و توبه ايشان را بپذيرد. توبه همواره از سوي اهل ايمان تحقق مي يابد؛ زيرا اهل ايمان كساني هستند كه خدا را مي شناسند و جايگاه خويش را در هستي مي دانند و مقصد و مقصود را كه كمال مطلق است مي جويند. اما كساني كه ايماني به خدا ندارند و او را به كمال مطلق نمي شناسند و به قصد او خود حركت نمي كنند، خواستار بازگشت به سوي او نيستند. از اين روست كه همواره در آيات قرآن سخن از توبه اهل ايمان به ميان مي آيد. اين از آن روست كه تنها مومنان در انديشه توبه هستند و كافران به جهت فقدان عقيده و باور بازگشتي را نمي خواهند و بر اين باورند كه مسير آنان درست است و همان راه را ادامه مي دهند. بنابراين ايمان نه تنها شرط پذيرش توبه بلكه شرط ايجادي آن است و غير مومن هرگز در انديشه توبه و بازگشت از مسير نقصي خويش نيست. ازاين جاست كه در آيات قرآن همواره سخن از توبه اهل ايمان است . (اعراف آيه 153 و طه آيه 82 و مريم آيه 60) به نظر مي رسد كه توبه مي بايست پس از گناه و خطا صورت گيرد و تاخير انداختن آن زيان جبران ناپذير مي باشد. به اين معنا كه امكان توبه تا آخرين دم از زندگي موجب نشود تا فرد توبه خويش را به تاخير اندازد. تاخير در توبه به معناي ادامه مسير در سراشيب سقوط و نقص است و هرچه فرد آن نقص را در خود نگه دارد آثار و پيامدهايش گريبان گير او مي شود. از اين رو كسي كه مي كوشد تا در مسير كمالي و تكاملي قرار گيرد، بهتر است كه در همان دم كه از خطا و گناه و اشتباه خويش آگاه شد ووجدان بيدارش او را از خواب گران برانگيخت، توبه كند و به راه و مسير اصلي بازگردد. اين همان چيزي است كه ما از آن به عنوان اصلاح سخن گفته ايم. (نساء آيه 17 و 18) .
    از چه چيزهايي توبه كنيم؟
    بسيار شنيده ايد كه مي گويند: توبه فرمايان چرا خود توبه كم تر مي كنند؟ اين مطلب بيانگر اين نكته است كه توبه از گفتار بي عمل يكي از مهم ترين مواردي است كه انسان مي بايست از آن توبه كند و به سوي حق و خدا بازگردد. به اين معنا كه گفتار و رفتارش هماهنگ و سازگار باشد. كسي كه ديگري را به حق و كمال مي خواند مي بايست در عمل و رفتارش نيز چنين باشد. خداوند در قرآن كساني را سرزنش مي كند كه مردم را به نيكي و خوبي دعوت مي كنند و يا از مسايلي باز مي دارند و نهي مي كنند ولي در عمل خود بدان ها اقدام مي كنند: لم تقولون ما لاتفعلون كبر مقتا عندالله ان تقولوا مالاتفعلون؛ چرا چيزهايي را مي گوييد كه خود بدان عمل نمي كنيد؟ در نزد خداوند گناه بزرگي است كه چيزي را بگوييد ولي خود بدان عمل نكنيد.
    از ديگر مواردي كه مي بايست از آن توبه كرد اسراف و زياد روي در امور است. كساني كه در زندگي رويه اسراف را پيشه خود كرده اند و نعمت خدا را دور مي ريزند در حقيقت مسير كمالي را ترك كرده اند و راه نقصان را در پيش گرفته اند. يكي از علل خشم و غضب خداوندي آن است كه شخصي در زندگي خويش اسراف را پيشه خود قرار دهد. بنابراين لازم است پيش از آن كه خشم خداوند رنگ و چهره عملي به خود گيرد به خود آيند و از كار خود توبه كنند.(طه آيه 81 و 82)
    توطئه كردن ضد ديگران و نقشه هاي پنهاني كشيدن براي اذيت و آزار و هم چنين افشاي راز ديگران از مواردي است كه به عنوان كارها و اعمال زشت و نابهنجار در قرآن از مردمان خواسته شده است تا از آن ها توبه كنند. (تحريم آيه 3 و 4)
    به كارگيري القاب زشت و ناخوشايند در حق ديگري نيز به عنوان موردي مهم در قرآن مطرح شده است كه مي بايست مؤمنان از انجام آن خودداري كرده و در صورت ارتكاب آن ها از كار خويش توبه كنند. (حجرات آيه 11)
    مسخره كردن و استهزاي مؤمنان نيز از مواردي است كه خداوند به شدت از آن نهي كرده است و به عنوان نابهنجاري اجتماعي از مؤمنان خواسته شده است كه هرگز به استهزا و تمسخر يكديگر اقدام نكنند و در صورت ارتكاب چنين رفتار نابهنجاري توبه كنند و از خداوند بخواهند تا توبه ايشان را بپذيرد. (حجرات آيه 11)
    توجه به موارد پيش گفته نشان مي دهد كه تا چه اندازه رفتارهاي نابهنجار اجتماعي در بينش و نگرش قرآني زشت و زننده است و آدمي را از رسيدن به كمالات باز مي دارد. از اين رو دستور مي دهد به عنوان نقص و گناهي بزرگ به شتاب از آن توبه كنند و با اصلاح در رفتار خويش زمينه ظهور و بروز كمال را فراهم آورند. تأكيد بر اين نكته بدان معناست كه توبه در بسياري از موارد به معناي ارتكاب گناهي شرعي در حق خداوند و يا ترك نماز و عبادت نيست بلكه به معناي آن است كه مسايل اجتماعي و هنجاري و عرفي تا چه اندازه از اهميت قرار دارد كه ناديده گرفتن آن موجب دوري از كمال و خداوند مي شود.
    ديگر مواردي كه قرآن بر توبه از آن تأكيد مي ورزد نيز از اين دست امور است كه خود بيانگر اهتمام ويژه خداوند به مسايل عمومي و اجتماعي جامعه است. مواردي چون تجسس و جاسوسي كردن در عيب ها و كاستي هاي ديگران و به رخ كشيدن آن ها (حجرات آيه 12)، بخل ورزي و عدم انفاق بخشي از مال به نيازمندان (قلم آيه 17 تا 32)، انحراف قلبي (توبه آيه 117) تهمت ناموسي و غيرناموسي (نور آيه 14) رباخواري (بقره آيه 275) زنا و حريم شكني نسبت به خانه و خانواده (نساء آيه 14 و فرقان آيه 68 و 70) سوءظن (حجرات آيه 12) سرقت و دزدي و از ميان بردن امنيت اقتصادي و اجتماعي جامعه (مائده آيه 38 و 39) شهوتراني و زياده روي در قواي غريزي و ايجاد تزلزل در ارزش ها و هنجارها (مريم آيه 59 و 60) ظلم و ستم به مردم (نساء آيه 64 و مائده آيه 29) عيب جويي (حجرات آيه 12) غيبت (همان)، قذف و تهمت به زنا و نسبت دادن كارهاي ناشايست به ديگران و در خطر انداختن امنيت اجتماعي جامعه (نور آيه 4 و 5) كتمان حق و از ميان بردن حق و حقوق ديگران به اين وسيله (بقره آيه 159 و 160) قتل و كشتن بي گناهان و ناديده گرفتن امنيت اجتماعي جامعه (قصص آيه 15 و 16) ايجاد جنگ داخلي و محاربه و بغي (مائده آيه 33 و 34) همه بيانگر اين نكته و مطلب هستند كه مسايل اجتماعي و عمومي تا چه اندازه از اهميت قرار دارد و موجب مي شود كه آدمي از مسير كمالي خارج شود؛ زيرا اين گونه رفتارها نه تنها به شخص و اشخاص زيان مي رساند بلكه جامعه را نيز با ناامني مواجه مي سازد و موجب مي شود كه بستر و زمينه هاي رشد و تكامل عمومي از جامعه اي سلب شود و امكان بروز و ظهور كمالات از جامعه و افراد آن گرفته شود.
    البته مواردي چون توبه از كفر و جنگ و گناه نيز در آيات بيان شده است كه اين ها نيز مي تواند به شكلي به مسئله امور اجتماعي بازگردد. به اين معنا كه جنگ و ترك از جهاد به اين جهت اموري نابهنجاراست كه موجب دفع فتنه از جامعه گرفته مي شود. ترك نماز نيز از مواردي است كه خداوند خواهان توبه افراد از آن شده است.
    آثار وضعي توبه
    در آيات قرآني براي توبه آثار وضعي نيز بيان شده است كه در پايان اين نوشتار به گذرا و فهرستي به آن ها اشاره مي شود. از جمله اين آثار دروني و بيروني و نيز فردي و اجتماعي مي توان به مواردي چون اجابت دعا (انبياء آيه 87 و 88) دوري از گناه (بقره آيه 275) ياري خداوند (نساء آيه 145 و 146) پيوند و همبستگي اجتماعي (توبه آيه 7 و 11) تزكيه نفس (نور آيه 14 و 21) بهره مندي از نعمت هاي دنيا (اعراف آيه 156) پاك شدن و تكفير (احقاف آيه 15 و 16) رستگاري (نور آيه 31) سعادت آخرت (اعراف آيه 155 و 156) محبت خدا (بقره آيه 222) افزايش قدرت و توان (هود آيه 52) رهايي از خسران (بقره آيه 63 و 64) مغفرت و آمرزش (آل عمران آيه 89) رهايي از لعن الهي (بقره آيه 159 و 160) و هدايت به سوي كمال مطلق (طه آيه 82 و نيز 121 و 122) اشاره كرد.
    اين ها نشان مي دهد كه توبه پيش از آن كه تأثيري در آخرت داشته باشد در زندگي فردي و اجتماعي انسان اثر مي گذارد. بنابراين مي بايست به توبه به عنوان يك راهكار براي رهايي و ساز و كاري عملي براي برونرفت از مشكلات و دشواري نگريست. بسياري از مسايل و مشكلاتي را كه فرد و جامعه با آن روبه رو مي شود، مي توان با توبه و بازگشت به راه و مسير اصلي بازسازي و از جلوي راه پيشرفت فرد و جامعه برداشت. توبه وجدان و دادگاه دروني است كه فرد را بيدار مي كند و به راه راست و كمالي مي خواند و زمينه اي مي شود تا انسان به فطرت و عقل و دين و ايمان و حيا واقعي باز گردد و در نهايت كمال مطلق را درك كند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع ومآخذ

برگرفته از سایت:

www.knowledge-20.blogfa.com

پى نوشت‏ها:
1. محمد معین، فرهنگى فارسى، ج 1، ص 1160.
2. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
3. سوره تحریم ( ) آیه 8.
4. تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 318.
5. تفسیر نمونه، ج 24، ص 290.
6. محجة البیضاء، ج 7، ص 5.
7. ترجمه المیزان، ج 4، ص 376.
8. صحیفه سجادیه، دعاى 19.

 منابع مورد استفاده

 1-   المعجم في الالفاظ نهج البلاغه ، محمد دشتي ، كاظم محمدي

2-   راه نجات (منهاج النجات ) ملا محسن فيض كاشاني ، ترجمه رضا رجب زاده

3-   نهج البلاغه ، محمد دشتي

4-   نهج البلاغه ، عبدالمحمد آيتي